شيخ ذبيح الله محلاتى

289

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ثقفي كه از اعاظم قضاة اهل خلاف است بسند خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود به خدا قسم على عليه السلام بيعت نكرد تا وقتى كه دود آتش از در خانه بلند شد و مشاهده نمود . و ابن ابى الحديد در شرح خود از اين ثقفي بسيار نقل مىكند بيست و سوم در كفاية الموحدين ايضا از بلاذرى ابو جعفر احمد بن يحيى بن جابر البغدادى المعاصر للمتوكل و المستعين و المعتز المتوفى سنه 279 روايت كرده كه او بسند خود از سلمة بن عبد الرحمن و او از محارب و او از سليمان تميمي و او از ابو عون روايت كرده كه أبو بكر فرستاد نزد على كه بيايد و بيعت بنمايد آن حضرت امتناع نمود عمر آمد و آتش در دست گرفته بود كه خانهء فاطمه را بسوزاند فاطمه به او گفت اى پسر خطاب آيا مىخواهى خانهء مرا بسوزانى عمر گفت بلى و اين اقواى است از آنچه پدرت آورد پس على ناچار آمد و بيعت كرد . حقير گويد : صاحب كفاية الموحدين نفرمودند كه در كدام كتاب بلاذرى است سه كتاب از ايشان معروف است يكى فتوح البلدان و ديگر انساب الاشراف و ديگر عهد اردشير و محتمل است در اولى يا دومى بوده باشد . بيست و چهارم محمد بن احمد بن جبير الاندلسى المتوفى سنه 614 المعروف بابن جبير كه از اعاظم علماء سنت و جماعت است در كتاب ( غرر ) از زيد بن اسلم روايت كرده كه او گفت من از جمله كساني بودم كه هيزم مىكشيدم با عمر بسوى خانهء فاطمه در وقتى كه على و اصحاب او از بيعت با أبو بكر امتناع نمودند عمر بفاطمه گفت بيرون بفرست كسانى كه در خانه تواند و الا خانه را با هركه در او است مىسوزانم فاطمه فرمود كه آيا مىسوزانى على و فرزندان مرا گفت اى و اللّه مگر آنكه بيرون آيند و با ابو بكر بيعت كنند . بيست و پنجم شاه ولى اللّه دهلوى پدر صاحب تحفه كه از متعصب‌ترين اهل سنت است در كتاب ازالة الخفا در مآثر ابى بكر در مقصد دوم از مقاصد كتاب اين روايت ارادهء عمر حرق باب خانهء فاطمه را ذكر كرده و آن را صحيح و ثابت شمرده و از مآثر و حسن تدبير ابو بكر و عمر گرفته و نيز در فصل سادس از مقصد دوم كتاب ازالة الخفا